کد خبر: 1142432
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۴۰۱ - ۰۳:۰۰
ادبیات بی‌رحم و خشن سازمان‌های ما  گاهی ما به نام قانون‌گرایی یا اصلاح یک وضعیت یا مقابله با پدیده‌ای که آن را خوشایند تلقی نمی‌کنیم، شهر را پر از خشونت می‌کنیم. سوار قطار مترو شده‌ام و از پنجره قطاری که در حال حرکت است، تابلویی را با امضای رسمی شرکت مترو می‌بینم که برایم باورکردنی نیست: «افزایش آلودگی صوتی و ایجاد مزاحمت برای شهروندان.» این تابلویی است که متروی تهران با آن به استقبال اخراج دستفروشان از ایستگاه‌های مترو رفته است. 
 
چند وقتی است شرکت متروی تهران می‌خواهد دستفروشان را از قطار‌ها و ایستگاه‌های مترو جمع‌آوری کند. این اتفاق مسبوق به سابقه است و در دوره‌های مختلف تلاش شده اجازه فعالیت به دستفروشان داده نشود، البته همه شواهد نشان می‌دهد تا زمانی که سرچشمه‌ها و کانون‌های تولید پدیده دستفروشی خنثی نشود، برخورد قهری با این پدیده به جایی نخواهد رسید، اما هدف این نوشته فراتر از این موضوع است. 
شرکت مترو یا هر ارگان و سازمانی حق دارد سیاست‌ها و برنامه‌های خود را در راستای قانون انجام دهد، ممکن است در دوره‌ای، مدیری نسبت به اینکه آرامش و زیبایی مترو تحت تأثیر حضور دستفروشان قرار گرفته حساس‌تر باشد و بخواهد اقدام ضربتی در این باره انجام دهد و در یک دوره مدیری به حلقه‌های کناردستی پدیده‌های اجتماعی نگاه کند، به عبارت دیگر فقط به مترو و سازمان متبوع خود نگاه نکند بلکه گستره نگاه خود را وسیع‌تر کند. مثل این است که من در یک وضعیت عادی خانه خود را یک میهمانسرا نمی‌بینم، اما در یک وضعیت غیرعادی که مثلاً خانه‌های مجاور من تخریب شده است، به خانه خود به چشم میهمانسرایی موقت برای یک همسایه یا فامیل نگاه می‌کنم. اما فارغ از این بحث، موضوع این یادداشت این است که حتی اگر مدیری یا سازمانی به این نتیجه رسیده که نمی‌تواند یا نمی‌خواهد دستفروشان را در خود جا بدهد، ادبیاتی که برای این منظور استفاده می‌کند، بسیار مهم است. وقتی ما با امضای شرکت متروی تهران، تابلویی در ایستگاه نصب می‌کنیم و از دستفروش که یک انسان است- و به خاطر تخریب منابع اشتغال در کشور یا رشد پدیده مهاجرت از حاشیه‌های شهر یا مناطق مختلف کشور به ناچار به تهران آمده است- به عنوان منبع آلودگی صوتی یاد می‌کنیم، در واقع عملاً شهر را پر از خشونت می‌کنیم. کافی است مدیر یا فردی که این جمله از ذهن او تراوش کرده است برای چند لحظه، خود را جای آن دستفروش قرار دهد. آیا دوست دارد از آن مدیر یا فرد به عنوان منبع آلودگی یاد شود؟ 
فرض کنید آن مدیر در حاشیه شهر به دنیا می‌آمد یا در مناطق دوردست کشور و به تحصیل یا رانت یا استعداد و چهره و رابطه و اقبال دسترسی نداشت، آیا هم اینک مجبور نبود در آن ایستگاه دستفروشی کند؟ 
بازی‌های روزگار یکی را دستفروش و دیگری را در جایگاه تصمیم گرفتن و حکم صادر کردن برای آن دستفروش قرار داده است، اما ما از بزرگان خود این نکته را یاد گرفته‌ایم که: آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم نپسند. بنابراین نکته کلیدی این است که سازمان‌های ما این توانایی را داشته باشند که از چشم دیگران به کنش‌ها و ادبیات خود نگاه کنند، در آن صورت بخش قابل توجهی از خشونت‌های سازمان‌های ما مرتفع خواهد شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار